السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )

336

آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )

در واقع كميت نخستين ( - يك متر ) از بين رفته ، و دو كميت جديد پديد آمده است . و از اين‌جا دانسته مىشود كه كميت قابل و پذيرندهء انقسام خارجى نيست ؛ زيرا قبول و پذيرش در جايى است كه قابل و مقبول با هم جمع شوند ؛ يعنى وقتى مىتوان گفت « الف » ، « ب » را قبول كرد و پذيرفت ، و تبديل به « ب » شد ، كه « الف » و يا چيزى از آن در ضمن « ب » موجود باشد . قبول و پذيرش خارجى تنها از آن ماده و هيولى است . هيولى چون فى حدّ ذاته ، نه متصل است و نه منفصل ، نه يك متر است ، و نه نيم‌متر ، با هردو جمع مىشود ، و در هردو حال باقى است . انقسامى كه كميت مىپذيرد ، يك انقسام وهمى و فرضى است ؛ يعنى اگر مثلا يك خط را در ذهن تصور كنيم ، مىتوانيم به واسطهء نقاطى كه روى آن را در نظر مىگيريم ، اجزائى را براى آن فرض كنيم . و از اين‌روست كه وقتى در تعريف كميت گفته مىشود : « الكم هو الذى يقبل القسمة لذاته » در توضيح آن مىگويند : « اى يمكن أن يفرض فيه اجزاء » . فارابى و ابن سينا تعريف ديگرى براى كميت بيان كرده‌اند ؛ و آن اين‌كه : « كميت عرضى است كه ذاتا مىتواند واحدى در آن به وجود آيد كه شمارندهء آن باشد » ؛ مثلا در يك متر طول مىتوان يك سانتيمتر را در نظر گرفت كه اگر صد بار از يك متر كاسته شود آن را تمام مىكند ، و به اصطلاح شمارنده و عادّ يك متر مىباشد . و نيز در عدد ده ، عدد دو و يا عدد پنج را مىتوان در نظر گرفت كه عادّ و شمارنده آن مىباشند . يعنى اگر چند بار از عدد ده كمّ شوند ، آن را تمام مىكنند . علامهء طباطبائى قدّس سرّه در نهايه الحكمه تعريف ياد شده را بهترين تعريف كميت معرفى مىكند ، و مىگويد : تعريف كميت به اين‌كه « كميت عرضى است كه ذاتا قابل قسمت مىباشد » مورد اشكال واقع شده است به اين‌كه : اين تعريف اخص از معرّف است ، زيرا تنها كمّ متصل است كه قابل قسمت مىباشد ؛ اما كمّ منفصل داراى اجزاى بالفعل مىباشد . » يعنى بالفعل منقسم است ؛ و چيزى كه بالفعل منقسم است ، قابل قسمت نخواهد بود ؛ مثلا عدد پنج ، از پنج واحد جدا و مجزا كه اجزاى بالفعل آن هستند ، تشكيل شده ، و ديگر قابل قسمت به پنج جزء نيست . كمّ متصل كمّ متصل كميتى را گويند كه اجزايى كه براى آن در نظر گرفته مىشود ، بر سر حدود مشتركى با يكديگر ملاقات مىكنند . مقصود از حدّ مشترك ، مرز ميان دو جزء كميت است ،